۱- متوقف نشدن با بیزاری و قضاوت دیگران، آزادی و قدرتِ واقعی است.

در کودکی تشویق‌مان می‌کردند که «بچه‌های خوبی» باشیم و کاری نکنیم که دیگران از ما بدشان بیاید. اما در دنیای واقعی زود متوجه می‌شوی که هر کار منحصربه‌فردی بخواهی بکنی مورد قضاوت و حتی بیزاری دیگران قرار می‌گیری. و این برای اکثر آدم‌ها کابوس است.

به همین دلیل اکثر آدم‌ها به کارهای معمولی می‌چسبند که دیگران دیکته کرده‌اند. آنها خواسته‌ها و اهداف‌شان را نادیده می‌گیرند که مبادا مورد بیزاری دیگران قرار بگیرند و در ۴۰ سالگی به زندگی‌شان نگاه می‌کنند و تأسف می‌خورند که چرا برای زندگی دلخواهشان قدمی بر نداشتند و برای خواسته‌هایشان ریسک نکردند.

وظیفه‌ی تو این نیست که همه را راضی کنی. وظیفه‌ی تو این است که خودت باشی و آزادانه زندگی کنی. پس بهتر است تواناییِ کنار آمدن با قضاوت، مخالفت و بیزاری دیگران را در خود تقویت کنی، چون در غیر اینصورت همیشه زندانیِ نظر مردم خواهی بود.

۲- خودت را از بیخ نمی‌توانی تغییر دهی، دیگران را هم نمی‌توانی.

تغییر در کودکی نسبتاً راحت است، اما سنت که بالا می‌رود میبینی آدم‌ها تغییر نمی‌کنند. احتمالاً چندین بار سعی کرد‌ه‌ای که از فلان روز دیگر آدم سابق نشوی و تغییر کنی ولی بعد از چند روز برگشتی به تنظیمات کارخانه.

رشد به این معنی نیست که کلاً تغییر کنی بلکه این است که خودت را با وجود همه‌ی عیب‌ها و ضعف‌ها بپذیری و دوست داشته باشی، خودت را وفق دهی و سعی‌ات این باشد که کمی بهتر از روز قبل عمل کنی.

در روابطت هم نمی‌توانی کسی را تغییر دهی. بهترین راه این است که آدم‌ها را همانطور که هستند بپذیریم و دوست داشته باشیم یا اگر ناسازگاری زیادی وجود دارد، از آنها دور شویم.

۳- اگر خودت را در موقعیت‌های خجالت‌آور قرار ندهی، به خودت مدیون خواهی شد.

آدم‌ها معمولاً در جوانی چیزی برای از دست دادن ندارند. و هر کار مفیدی هم بکنند ممکن است تا آخرعمرشان تأثیر مثبتش را ببینند. پس باید بی‌باکانه اقدام کنند و ریسک بیشتری بکنند. اما این کار را نمی‌کنند چون نمی‌خواهند مایه‌ی خنده و تمسخر دوستانشان باشند.

اما الان وقت این است که کارهای خجالت‌آور را انجام دهی؛ کسب و کار دلخواهت را استارت بزنی، به دختری که ازش خوشت آمده پیشنهاد دهی، آهنگی که ساخته‌ای را پخش کنی، کانال یوتیوب بزنی و از روزمرگی‌هایت فیلم بگذاری، یا هر کار دیگه‌ای که خجالت می‌کشی انجام دهی.

۴- روابط گاهی بهتر است به پایان برسد.

در جوانی شاید چیزی مهم‌تر از روابط دوستانه و عاشقانه به نظر نرسد. بزرگ که شدی متوجه می‌شوی اکثر روابط دوام نمی‌آورد و تنها روابط محدودی همیشگی خواهد بود و این لزوماً دست تو نیست.

اشتباه اکثر آدم‌ها این است که در جوانی از روابط بد دل نمی‌کنند و به روابط خوب بیشتر از خودشان بها می‌دهند. بهتر است روابط بد و سمی‌ات را به پایان برسانی و این را هم فراموش نکن که نمی‌توانی رابطه‌ی خوب را به زور نگه داری.

۵- کارهایی انجام بده که باعث می‌شوند به خودت افتخار کنی.

اگر می‌خواهی احساس خوبی به خودت و زندگی‌ات داشته باشی، باید کارهایی انجام دهی که به زندگی‌ات معنا می‌دهند. و این کارها در هر قسمت از زندگی‌مان وجود دارد؛ ورزش کردن به جای لم دادن، رابطه داشتن با دختری خوب به جای پورن دیدن، وقت گذاشتن روی آموزش و کار به جای تلف کردنش در اینستاگرام.

مدل‌ها

طریقه‌ی مردان جذاب

مارک منسون | مهدی قلی‌پور

مدل‌ها اولین کتابی است که سعی دارد با یک پروسه‌ی عمیق به روابط عاشقانه و جنسی مردها بهبود بخشد. این کتاب به آموزشِ تکنیک و حقه و بازی‌های روانی نمی‌پردازد بلکه پخته‌ترین و صادقانه‌ترین طریقه‌ی جذب زنان را یاد می‌دهد …

ثبت ديدگاه