پارادوکس زندگی

در کارهای ساده و یکنواخت، هرچه بیشتر تلاش کنی، بیشتر به دست می‌آوری. مثلاً با یک ساعت رانندگی، از نیم‌ساعت رانندگی مسافت بیشتری طی می‌کنی.

اما اکثر کارهای مهم زندگی این‌طور نیستند. بیشترشان پیچیده‌اند، از نظر ذهنی یا احساسی طاقت‌فرسا هستند و نیاز به تطابق پیدا کردن دارند. همیشه به اندازه‌ی تلاشت، نتیجه نمی‌گیری. در واقع، هر چه بیشتر تلاش کنی، کمتر به دست می‌آوری.

  • هرچه بیشتر دنبال خوشبختی بدوی، بیشتر از آن دور می‌شوی.
  • هرچه بیشتر دنبال تأیید دیگران باشی، بیشتر احساس طردشدن می‌کنی.
  • هرچه بیشتر آزادی بخواهی، بیشتر احساس گرفتاری می‌کنی.

و پارادوکس زندگی همین است:
چیزهایی که از همه بیشتر می‌خواهی؛ خوشبختی، آرامش، آزادی، اعتمادبه‌نفس، با دنبال کردن به دست نمی‌آیند.
وقتی به آن‌ها می‌رسی که دست از دنبال‌کردن برداری.

  • قدم بردار

    بسیاری از آدم‌ها منتظر اتفاقات خوب و روزهای خوب می‌مانند. و با منتظر ماندن موقعیت‌های ارزشمندی را از دست می‌دهند. معمولاً آنچه آرزو می‌کنیم در دامان ما نمی‌افتد، بلکه در جایی نزدیک می‌افتد. و این ما هستیم که باید آن را شناسایی کنیم، بایستیم و قدم برداریم تا به‌ش برسیم.

  • طرزفکر درست در دیت

    قبل از قرار با کسی، به جای اینکه نگران باشی آیا تو را دوست خواهد داشت یا نه، به این فکر کن که آیا او را دوست خواهی داشت یا نه.

    به جای اینکه فکر کنی باید او را تحت تأثیر قرار دهی، به این فکر کن که آیا او تو را تحت تأثیر قرار می‌دهد یا نه.

    بخوانید: طرز فکرت را تغییر بده تا روابط بهتری داشته باشی

  • تعادل بین درد و لذت

    ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که پر از لذت‌های ارزان است؛ شکر، فست‌فود، شبکه‌های مجازی، پورن و …. امروزه می‌توانیم به‌راحتی از درد فرار کنیم و مغزمان را غرق دوپامین کنیم.

    اما این فراوانی‌ِ لذت چیز خوبی نیست. مغز انسان طوری است که اگر فقط به‌دنبال لذت باشیم، از هیچی لذت نخواهیم برد. اگر درد را از زندگی‌ حذف کنیم، زندگی توخالی و بی‌معنا خواهد شد.

    باید در زندگی‌مان بین درد و لذت تعادل ایجاد کنیم. گاهی باید خودخواسته به سراغ درد برویم. ورزش کردن، مدیتیشن، تن دادن به خجالت مفید، کار عمیق مثال‌هایی از درد خوب هستند. اینها به مرور زمان، توانایی‌مان برای احساس کردن لذت را نیز بیشتر می‌کنند.

  • اگر نمی‌دانی با زندگی‌ات چه کنی …

    ۱- چند کار جدید شروع کن و در اکثرشان با شکست روبه‌رو شو

    ۲- در نهایت کاری را که نتیجه می‌دهد پیدا کن

    ۳- روی کاری که نتیجه داده متمرکز شو و از دیگر کارها دست بکش

    ۴- کارت را گسترش و رونق بده

    ۵- اگر کارت از رونق افتاد، برگرد به مرحله‌ی ۱

  • پارادوکس زندگی

    در کارهای ساده و یکنواخت، هرچه بیشتر تلاش کنی، بیشتر به دست می‌آوری. مثلاً با یک ساعت رانندگی، از نیم‌ساعت رانندگی مسافت بیشتری طی می‌کنی.

    اما اکثر کارهای مهم زندگی این‌طور نیستند. بیشترشان پیچیده‌اند، از نظر ذهنی یا احساسی طاقت‌فرسا هستند و نیاز به تطابق پیدا کردن دارند. همیشه به اندازه‌ی تلاشت، نتیجه نمی‌گیری. در واقع، هر چه بیشتر تلاش کنی، کمتر به دست می‌آوری.

    • هرچه بیشتر دنبال خوشبختی بدوی، بیشتر از آن دور می‌شوی.
    • هرچه بیشتر دنبال تأیید دیگران باشی، بیشتر احساس طردشدن می‌کنی.
    • هرچه بیشتر آزادی بخواهی، بیشتر احساس گرفتاری می‌کنی.

    و پارادوکس زندگی همین است:
    چیزهایی که از همه بیشتر می‌خواهی؛ خوشبختی، آرامش، آزادی، اعتمادبه‌نفس، با دنبال کردن به دست نمی‌آیند.
    وقتی به آن‌ها می‌رسی که دست از دنبال‌کردن برداری.

  • خودت را بپذیر

    اکثر مردها در مواجهه با دخترها، تظاهر می‌کنند که خیلی نایس، باحال‌ و … هستند، چون گمان می‌کنند خود واقعی‌شان به قدر کافی خوب و دوست‌داشتنی نیست.

    مردهای سطح‌بالا شخصیت خود را برای راضی کردن دختران تغییر نمی‌دهند. هر چقدر هم که دختره زیبا باشد، آنها خود واقعی‌شان هستند. این واقعی بودن همان چیزی است که دختران سطح‌بالا در مردان می‌خواهند چون نشانگر بلوغ، بی‌پروایی و صداقت است.

    مهم نیست دختره چقدر خوشگل یا جذاب است، تظاهر نکن که باحال‌تر، بهتر یا حتی ثروتمندتری از آنچه واقعاً هستی. تو اول از همه باید خودت را بپذیری و با خودت راحت باشی.

    بخوانید: خلاصه کتاب «مصائب مردان سربه‌راه»

  • نقل‌قولی از کتاب «راه مرد برتر»

    «خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم می‌کند. به این بسنده می‌کنی که فقط زندگی‌ات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح می‌دهی تلویزیون تماشا کنی به‌جای اینکه کارهای مهم‌ و با ارزش انجام دهی. انزال‌ها انرژیِ «نفوذگر و پیش‌برنده» را ازت تخلیه می‌کند؛ همان انرژی‌ای که برای غلبه بر رخوت و سستی‌ و عبور از موانع ضروری است.»

  • اضطراب اجتماعی

    اضطراب اجتماعی همان نبودِ عزت‌نفس و استقلال فکری است که ارزش خود را با نظر مردم می‌سنجی. بهتر است کم‌تر ارزش بنهانی به اینکه دیگران راجع‌به‌ت چه فکری می‌کنند، و بیشتر به اینکه خودت چه فکری می‌کنی.

  • اعتماد‌به‌نفس

    اعتماد‌به‌نفس یعنی با جنبه‌های منفی و نقطه ضعف‌های خود راحت باشی، همه جنبه‌های مثبت خودشان را دوست دارند.

    اعتماد‌به‌نفس یعنی زمین خوردن و سرافکنده شدن به تخمت نباشد، نه اینکه انتظار داشته باشی اتفاق نیفتند.