نقلقولی از کتاب «راه مرد برتر»
«خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم میکند. به این بسنده میکنی که فقط زندگیات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح میدهی تلویزیون تماشا کنی بهجای اینکه کارهای مهم و با ارزش انجام دهی. انزالها انرژیِ «نفوذگر و پیشبرنده» را ازت تخلیه میکند؛ همان انرژیای که برای غلبه بر رخوت و سستی و عبور از موانع ضروری است.»
تعادل بین درد و لذت
ما در دنیایی زندگی میکنیم که پر از لذتهای ارزان است؛ شکر، فستفود، شبکههای مجازی، پورن و …. امروزه میتوانیم بهراحتی از درد فرار کنیم و مغزمان را غرق دوپامین کنیم.
اما این فراوانیِ لذت چیز خوبی نیست. مغز انسان طوری است که اگر فقط بهدنبال لذت باشیم، از هیچی لذت نخواهیم برد. اگر درد را از زندگی حذف کنیم، زندگی توخالی و بیمعنا خواهد شد.
باید در زندگیمان بین درد و لذت تعادل ایجاد کنیم. گاهی باید خودخواسته به سراغ درد برویم. ورزش کردن، مدیتیشن، تن دادن به خجالت مفید، کار عمیق مثالهایی از درد خوب هستند. اینها به مرور زمان، تواناییمان برای احساس کردن لذت را نیز بیشتر میکنند.
۴ نکتهی معاشرت برای ایجاد صمیمیت
۱- دیگران را بدون چشمداشت و واقعی تعریف کن. همه خصلتهای خوب دارند، آنها را در آدمها پیدا کن و بهشان بگو.
۲- نظر دیگران را بپرس و بخواه از تجربیاتشان بگویند، قبل از اینکه نظرات و تجربیات خودت را در میان بگذاری.
۳- بیپروا و صادقانه حرف بزن. فکرها و احساساتت را ابراز کن. این کار باعث ایجاد صمیمیت میشود. البته در میان گذاشتن بیش از حد اثر منفی دارد.
۴- گوش بده. فقط از خودت حرف نزن و به فکر خودت نباش. به طرف مقابلت توجه کن. سعی کن دنیای او را بفهمی.
نقلقولی از کتاب «راه مرد برتر»
«خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم میکند. به این بسنده میکنی که فقط زندگیات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح میدهی تلویزیون تماشا کنی بهجای اینکه کارهای مهم و با ارزش انجام دهی. انزالها انرژیِ «نفوذگر و پیشبرنده» را ازت تخلیه میکند؛ همان انرژیای که برای غلبه بر رخوت و سستی و عبور از موانع ضروری است.»
متوقف نشدن با قضاوت و بیزاری دیگران، آزادی و قدرتِ واقعی است
اکثر آدمها از ترس قضاوت و بیزاری دیگران، به کارهای معمولی میچسبند که دیگران دیکته کردهاند و هیچ کار منحصربهفردی انجام نمیدهند. آنها همیشه بهدنبال تأیید و رضایت دیگران هستند، و از این رو هیچوقت آزادانه زندگی نمیکنند.
وظیفهی تو این نیست که همه را راضی کنی. وظیفهی تو این است که خودت باشی و آزادانه زندگی کنی. پس بهتر است تواناییِ کنار آمدن با قضاوت، مخالفت و بیزاری دیگران را در خود تقویت کنی، چون در غیر اینصورت همیشه زندانیِ نظر مردم خواهی بود.
بخوانید: کاش در ۲۰ سالگی اینها را میدانستم
اگر نمیدانی با زندگیات چه کنی …
۱- چند کار جدید شروع کن و در اکثرشان با شکست روبهرو شو
۲- در نهایت کاری را که نتیجه میدهد پیدا کن
۳- روی کاری که نتیجه داده متمرکز شو و از دیگر کارها دست بکش
۴- کارت را گسترش و رونق بده
۵- اگر کارت از رونق افتاد، برگرد به مرحلهی ۱
اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی همان نبودِ عزتنفس و استقلال فکری است که ارزش خود را با نظر مردم میسنجی. بهتر است کمتر ارزش بنهانی به اینکه دیگران راجعبهت چه فکری میکنند، و بیشتر به اینکه خودت چه فکری میکنی.
طرزفکر درست در دیت
قبل از قرار با کسی، به جای اینکه نگران باشی آیا تو را دوست خواهد داشت یا نه، به این فکر کن که آیا او را دوست خواهی داشت یا نه.
به جای اینکه فکر کنی باید او را تحت تأثیر قرار دهی، به این فکر کن که آیا او تو را تحت تأثیر قرار میدهد یا نه.
خودت را بپذیر
اکثر مردها در مواجهه با دخترها، تظاهر میکنند که خیلی نایس، باحال و … هستند، چون گمان میکنند خود واقعیشان به قدر کافی خوب و دوستداشتنی نیست.
مردهای سطحبالا شخصیت خود را برای راضی کردن دختران تغییر نمیدهند. هر چقدر هم که دختره زیبا باشد، آنها خود واقعیشان هستند. این واقعی بودن همان چیزی است که دختران سطحبالا در مردان میخواهند چون نشانگر بلوغ، بیپروایی و صداقت است.
مهم نیست دختره چقدر خوشگل یا جذاب است، تظاهر نکن که باحالتر، بهتر یا حتی ثروتمندتری از آنچه واقعاً هستی. تو اول از همه باید خودت را بپذیری و با خودت راحت باشی.
بخوانید: خلاصه کتاب «مصائب مردان سربهراه»
