۴ نکته‌ی معاشرت برای ایجاد صمیمیت

۱- دیگران را بدون چشم‌داشت و واقعی تعریف کن. همه خصلت‌های خوب دارند، آنها را در آدم‌ها پیدا کن و به‌شان بگو.

۲- نظر دیگران را بپرس و بخواه از تجربیات‌شان بگویند، قبل از اینکه نظرات و تجربیات خودت را در میان بگذاری.

۳- بی‌پروا و صادقانه حرف بزن. فکرها و احساساتت را ابراز کن. این کار باعث ایجاد صمیمیت می‌شود. البته در میان گذاشتن بیش از حد اثر منفی دارد.

۴- گوش بده. فقط از خودت حرف نزن و به فکر خودت نباش. به طرف مقابلت توجه کن. سعی کن دنیای او را بفهمی.

  • ترس از احساس ناشایستگی

    شروع نکردن‌ها و محدودیت‌ گذاشتن‌هایمان گاهی از تنبلی نیست، از ترس است؛ از ترسِ ناکامی و احساس ناشایستگی. از اینکه اگر تلاش کنیم و نشود، هویت‌مان زیر سوال خواهد رفت و شاید به این نتیجه برسیم که آدم شایسته‌ای نیستیم.

    ولی باید با ناکامی و احساس ناشایستگی راحت باشیم تا درس‌های لازم را یاد بگیریم و به چیرگی برسیم.

  • آسیب‌پذیری مظهر نوعی قدرت است

    آسیب‌پذیر بودن یعنی خودت را در موقعیتی قرار بدهی که ممکن است رد شوی، جوکی بگویی که شاید خنده‌دار نباشد، نظرت را بگویی با اینکه شاید به بعضی‌ها بر بخورد، با آدم‌هایی حرف بزنی که نمی‌شناسی، به دختری بگویی که دوستش داری. همه‌ی این کارها بفهمی‌نفهمی مستلزم دل به دریا زدن است.

    با این حساب، آسیب‌پذیری مظهر نوعی قدرت است، قدرتی عمیق و ظریف. مردی که بتواند خودش را آسیب‌پذیر کند به دنیا می‌گوید که «به تخمم نیست درباره‌ام چه فکری کنید؛ این من هستم، و مشکلی با خودم ندارم.»

    برشی از کتاب مدل‌ها

  • قدم بردار

    بسیاری از آدم‌ها منتظر اتفاقات خوب و روزهای خوب می‌مانند. و با منتظر ماندن موقعیت‌های ارزشمندی را از دست می‌دهند. معمولاً آنچه آرزو می‌کنیم در دامان ما نمی‌افتد، بلکه در جایی نزدیک می‌افتد. و این ما هستیم که باید آن را شناسایی کنیم، بایستیم و قدم برداریم تا به‌ش برسیم.

  • متوقف نشدن با قضاوت و بیزاری دیگران، آزادی و قدرتِ واقعی است

    اکثر آدم‌ها از ترس قضاوت و بیزاری دیگران، به کارهای معمولی می‌چسبند که دیگران دیکته کرده‌اند و هیچ کار منحصر‌به‌فردی انجام نمی‌دهند. آنها همیشه به‌دنبال تأیید و رضایت دیگران هستند، و از این‌ رو هیچوقت آزادانه زندگی نمی‌کنند.

    وظیفه‌ی تو این نیست که همه را راضی کنی. وظیفه‌ی تو این است که خودت باشی و آزادانه زندگی کنی. پس بهتر است تواناییِ کنار آمدن با قضاوت، مخالفت و بیزاری دیگران را در خود تقویت کنی، چون در غیر اینصورت همیشه زندانیِ نظر مردم خواهی بود.

    بخوانید: کاش در ۲۰ سالگی این‌ها را می‌دانستم

  • اضطراب اجتماعی

    اضطراب اجتماعی همان نبودِ عزت‌نفس و استقلال فکری است که ارزش خود را با نظر مردم می‌سنجی. بهتر است کم‌تر ارزش بنهانی به اینکه دیگران راجع‌به‌ت چه فکری می‌کنند، و بیشتر به اینکه خودت چه فکری می‌کنی.

  • مزایای دوستی ساده با جنس مخالف

    ۱- به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی پیدا نمی‌کنی. آنهایی که دوستی از جنس مخالف ندارند معمولاً به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی دارند، چون یاد نگرفته‌اند که می‌شود صرفاً دوستی ساده‌ای داشت بدون اینکه بحث جنسی مطرح شود.

    ۲- به راحتی تحت تأثیر جنس مخالف قرار نمی‌گیری. چون می‌فهمی آنها هم مثل تو انسانند. از آنها بت نمی‌سازی و از خودت بالاتر نمی‌دانی و در ارتباط با آنها خودت را گم نمی‌کنی.

    ۳- جنس مخالف را بهتر درک می‌کنی. اگر با جنس مخالف وقت بگذرانی، بهتر درک‌شان می‌کنی و بهتر با آنها همذات‌پنداری میکنی، چالش‌هایشان را می‌فهمی و شریک بهتری برای یار خودت می‌شوی.

  • تنهایی در عصر ارتباطات

    چرا جوان‌ها اکثراً تنها هستند، آن هم در زمانی که ارتباط برقرار کردن راحت‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسد.

    مشکل اینجاست که هیچکس نمی‌خواهد خود واقعی‌اش دیده شود. همه پشت فیلترها و کپشن‌های قلمبه‌سلمبه پنهان شده‌اند. همه تظاهر می‌کنند که اهمیت نمی‌دهند. فکر می‌کنند اگر علاقه‌ نشان دهند قالشان می‌گذارند. از آسیب‌پذیر بودن می‌ترسند.‌ طوری در رابطه رفتار می‌کنند که انگار در جنگ هستند و به هر قیمتی باید محافظت کنند از غرور و تصویر ایده‌آلی که از خودشان ساخته‌اند.

    اما قرار نیست تو هم بترسی از واقعی بودن و ارتباط برقرار کردن. قرار نیست تو هم خودت را درگیر هزاران پروفایل کنی. می‌توانی اقرار کنی که می‌خواهی ارتباط واقعی برقرار کنی.

  • طرزفکر درست در دیت

    قبل از قرار با کسی، به جای اینکه نگران باشی آیا تو را دوست خواهد داشت یا نه، به این فکر کن که آیا او را دوست خواهی داشت یا نه.

    به جای اینکه فکر کنی باید او را تحت تأثیر قرار دهی، به این فکر کن که آیا او تو را تحت تأثیر قرار می‌دهد یا نه.

    بخوانید: طرز فکرت را تغییر بده تا روابط بهتری داشته باشی

  • پارادوکس زندگی

    در کارهای ساده و یکنواخت، هرچه بیشتر تلاش کنی، بیشتر به دست می‌آوری. مثلاً با یک ساعت رانندگی، از نیم‌ساعت رانندگی مسافت بیشتری طی می‌کنی.

    اما اکثر کارهای مهم زندگی این‌طور نیستند. بیشترشان پیچیده‌اند، از نظر ذهنی یا احساسی طاقت‌فرسا هستند و نیاز به تطابق پیدا کردن دارند. همیشه به اندازه‌ی تلاشت، نتیجه نمی‌گیری. در واقع، هر چه بیشتر تلاش کنی، کمتر به دست می‌آوری.

    • هرچه بیشتر دنبال خوشبختی بدوی، بیشتر از آن دور می‌شوی.
    • هرچه بیشتر دنبال تأیید دیگران باشی، بیشتر احساس طردشدن می‌کنی.
    • هرچه بیشتر آزادی بخواهی، بیشتر احساس گرفتاری می‌کنی.

    و پارادوکس زندگی همین است:
    چیزهایی که از همه بیشتر می‌خواهی؛ خوشبختی، آرامش، آزادی، اعتمادبه‌نفس، با دنبال کردن به دست نمی‌آیند.
    وقتی به آن‌ها می‌رسی که دست از دنبال‌کردن برداری.