مزایای دوستی ساده با جنس مخالف
۱- به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی پیدا نمیکنی. آنهایی که دوستی از جنس مخالف ندارند معمولاً به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی دارند، چون یاد نگرفتهاند که میشود صرفاً دوستی سادهای داشت بدون اینکه بحث جنسی مطرح شود.
۲- به راحتی تحت تأثیر جنس مخالف قرار نمیگیری. چون میفهمی آنها هم مثل تو انسانند. از آنها بت نمیسازی و از خودت بالاتر نمیدانی و در ارتباط با آنها خودت را گم نمیکنی.
۳- جنس مخالف را بهتر درک میکنی. اگر با جنس مخالف وقت بگذرانی، بهتر درکشان میکنی و بهتر با آنها همذاتپنداری میکنی، چالشهایشان را میفهمی و شریک بهتری برای یار خودت میشوی.
نقلقولی از کتاب «راه مرد برتر»
«خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم میکند. به این بسنده میکنی که فقط زندگیات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح میدهی تلویزیون تماشا کنی بهجای اینکه کارهای مهم و با ارزش انجام دهی. انزالها انرژیِ «نفوذگر و پیشبرنده» را ازت تخلیه میکند؛ همان انرژیای که برای غلبه بر رخوت و سستی و عبور از موانع ضروری است.»
تعادل بین درد و لذت
ما در دنیایی زندگی میکنیم که پر از لذتهای ارزان است؛ شکر، فستفود، شبکههای مجازی، پورن و …. امروزه میتوانیم بهراحتی از درد فرار کنیم و مغزمان را غرق دوپامین کنیم.
اما این فراوانیِ لذت چیز خوبی نیست. مغز انسان طوری است که اگر فقط بهدنبال لذت باشیم، از هیچی لذت نخواهیم برد. اگر درد را از زندگی حذف کنیم، زندگی توخالی و بیمعنا خواهد شد.
باید در زندگیمان بین درد و لذت تعادل ایجاد کنیم. گاهی باید خودخواسته به سراغ درد برویم. ورزش کردن، مدیتیشن، تن دادن به خجالت مفید، کار عمیق مثالهایی از درد خوب هستند. اینها به مرور زمان، تواناییمان برای احساس کردن لذت را نیز بیشتر میکنند.
آسیبپذیری مظهر نوعی قدرت است
آسیبپذیر بودن یعنی خودت را در موقعیتی قرار بدهی که ممکن است رد شوی، جوکی بگویی که شاید خندهدار نباشد، نظرت را بگویی با اینکه شاید به بعضیها بر بخورد، با آدمهایی حرف بزنی که نمیشناسی، به دختری بگویی که دوستش داری. همهی این کارها بفهمینفهمی مستلزم دل به دریا زدن است.
با این حساب، آسیبپذیری مظهر نوعی قدرت است، قدرتی عمیق و ظریف. مردی که بتواند خودش را آسیبپذیر کند به دنیا میگوید که «به تخمم نیست دربارهام چه فکری کنید؛ این من هستم، و مشکلی با خودم ندارم.»
برشی از کتاب مدلها
تنهایی در عصر ارتباطات
چرا جوانها اکثراً تنها هستند، آن هم در زمانی که ارتباط برقرار کردن راحتتر از همیشه بهنظر میرسد.
مشکل اینجاست که هیچکس نمیخواهد خود واقعیاش دیده شود. همه پشت فیلترها و کپشنهای قلمبهسلمبه پنهان شدهاند. همه تظاهر میکنند که اهمیت نمیدهند. فکر میکنند اگر علاقه نشان دهند قالشان میگذارند. از آسیبپذیر بودن میترسند. طوری در رابطه رفتار میکنند که انگار در جنگ هستند و به هر قیمتی باید محافظت کنند از غرور و تصویر ایدهآلی که از خودشان ساختهاند.
اما قرار نیست تو هم بترسی از واقعی بودن و ارتباط برقرار کردن. قرار نیست تو هم خودت را درگیر هزاران پروفایل کنی. میتوانی اقرار کنی که میخواهی ارتباط واقعی برقرار کنی.
برای موفقیت در کاری باید …
۱- جرئت کافی برای شروع کردنش داشته باشی
۲- تمرکز کافی برای دنبال کردنش داشته باشی
۳- استمرار کافی داشته باشی و به مدت طولانی انجام بدی تا در چند جا شانس بیاری
اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی همان نبودِ عزتنفس و استقلال فکری است که ارزش خود را با نظر مردم میسنجی. بهتر است کمتر ارزش بنهانی به اینکه دیگران راجعبهت چه فکری میکنند، و بیشتر به اینکه خودت چه فکری میکنی.
اعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس یعنی با جنبههای منفی و نقطه ضعفهای خود راحت باشی، همه جنبههای مثبت خودشان را دوست دارند.
اعتمادبهنفس یعنی زمین خوردن و سرافکنده شدن به تخمت نباشد، نه اینکه انتظار داشته باشی اتفاق نیفتند.
مزایای دوستی ساده با جنس مخالف
۱- به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی پیدا نمیکنی. آنهایی که دوستی از جنس مخالف ندارند معمولاً به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی دارند، چون یاد نگرفتهاند که میشود صرفاً دوستی سادهای داشت بدون اینکه بحث جنسی مطرح شود.
۲- به راحتی تحت تأثیر جنس مخالف قرار نمیگیری. چون میفهمی آنها هم مثل تو انسانند. از آنها بت نمیسازی و از خودت بالاتر نمیدانی و در ارتباط با آنها خودت را گم نمیکنی.
۳- جنس مخالف را بهتر درک میکنی. اگر با جنس مخالف وقت بگذرانی، بهتر درکشان میکنی و بهتر با آنها همذاتپنداری میکنی، چالشهایشان را میفهمی و شریک بهتری برای یار خودت میشوی.
پارادوکس زندگی
در کارهای ساده و یکنواخت، هرچه بیشتر تلاش کنی، بیشتر به دست میآوری. مثلاً با یک ساعت رانندگی، از نیمساعت رانندگی مسافت بیشتری طی میکنی.
اما اکثر کارهای مهم زندگی اینطور نیستند. بیشترشان پیچیدهاند، از نظر ذهنی یا احساسی طاقتفرسا هستند و نیاز به تطابق پیدا کردن دارند. همیشه به اندازهی تلاشت، نتیجه نمیگیری. در واقع، هر چه بیشتر تلاش کنی، کمتر به دست میآوری.
- هرچه بیشتر دنبال خوشبختی بدوی، بیشتر از آن دور میشوی.
- هرچه بیشتر دنبال تأیید دیگران باشی، بیشتر احساس طردشدن میکنی.
- هرچه بیشتر آزادی بخواهی، بیشتر احساس گرفتاری میکنی.
و پارادوکس زندگی همین است:
چیزهایی که از همه بیشتر میخواهی؛ خوشبختی، آرامش، آزادی، اعتمادبهنفس، با دنبال کردن به دست نمیآیند.
وقتی به آنها میرسی که دست از دنبالکردن برداری.
