طرزفکر درست در دیت

قبل از قرار با کسی، به جای اینکه نگران باشی آیا تو را دوست خواهد داشت یا نه، به این فکر کن که آیا او را دوست خواهی داشت یا نه.

به جای اینکه فکر کنی باید او را تحت تأثیر قرار دهی، به این فکر کن که آیا او تو را تحت تأثیر قرار می‌دهد یا نه.

بخوانید: طرز فکرت را تغییر بده تا روابط بهتری داشته باشی

  • ذهنیت فراوانی در جذب زنان

    اگر احساس کنی هیچکس دلش نمی‌خواهد باهات باشد، به این باور می‌رسی که باید خودت را با زور و التماس به‌ طرف مقابل تحمیل کنی. هرچه بیشتر زور بزنی او هم بیشتر پس می‌زند. چون با سیریش شدن این را می‌رسانی که برای خودت احترام قائل نیستی.

    ولی اگر ذهنیت فراوانی داشته باشی؛ باور داشته باشی افراد زیادی هستند که دوست دارند با تو وارد رابطه شوند. در آنصورت اگر کسی نه بگوید خیالی نیست. میروی به سراغ کسی دیگر. برای خودت، وقت و انرژی‌ات احترام قائلی.

    همه‌ی ما دوست داریم با کسی ارتباط برقرار کنیم که برای خودش ارزش قائل است. آویزان و سیریش بودن جذاب نیست. آدم‌ها جذب اعتمادبه‌نفس می‌شوند نه درماندگی.

  • نقل‌قولی از کتاب «راه مرد برتر»

    «خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم می‌کند. به این بسنده می‌کنی که فقط زندگی‌ات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح می‌دهی تلویزیون تماشا کنی به‌جای اینکه کارهای مهم‌ و با ارزش انجام دهی. انزال‌ها انرژیِ «نفوذگر و پیش‌برنده» را ازت تخلیه می‌کند؛ همان انرژی‌ای که برای غلبه بر رخوت و سستی‌ و عبور از موانع ضروری است.»

  • مزایای دوستی ساده با جنس مخالف

    ۱- به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی پیدا نمی‌کنی. آنهایی که دوستی از جنس مخالف ندارند معمولاً به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی دارند، چون یاد نگرفته‌اند که می‌شود صرفاً دوستی ساده‌ای داشت بدون اینکه بحث جنسی مطرح شود.

    ۲- به راحتی تحت تأثیر جنس مخالف قرار نمی‌گیری. چون می‌فهمی آنها هم مثل تو انسانند. از آنها بت نمی‌سازی و از خودت بالاتر نمی‌دانی و در ارتباط با آنها خودت را گم نمی‌کنی.

    ۳- جنس مخالف را بهتر درک می‌کنی. اگر با جنس مخالف وقت بگذرانی، بهتر درک‌شان می‌کنی و بهتر با آنها همذات‌پنداری میکنی، چالش‌هایشان را می‌فهمی و شریک بهتری برای یار خودت می‌شوی.

  • اعتماد‌به‌نفس

    اعتماد‌به‌نفس یعنی با جنبه‌های منفی و نقطه ضعف‌های خود راحت باشی، همه جنبه‌های مثبت خودشان را دوست دارند.

    اعتماد‌به‌نفس یعنی زمین خوردن و سرافکنده شدن به تخمت نباشد، نه اینکه انتظار داشته باشی اتفاق نیفتند.

  • تنهایی در عصر ارتباطات

    چرا جوان‌ها اکثراً تنها هستند، آن هم در زمانی که ارتباط برقرار کردن راحت‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسد.

    مشکل اینجاست که هیچکس نمی‌خواهد خود واقعی‌اش دیده شود. همه پشت فیلترها و کپشن‌های قلمبه‌سلمبه پنهان شده‌اند. همه تظاهر می‌کنند که اهمیت نمی‌دهند. فکر می‌کنند اگر علاقه‌ نشان دهند قالشان می‌گذارند. از آسیب‌پذیر بودن می‌ترسند.‌ طوری در رابطه رفتار می‌کنند که انگار در جنگ هستند و به هر قیمتی باید محافظت کنند از غرور و تصویر ایده‌آلی که از خودشان ساخته‌اند.

    اما قرار نیست تو هم بترسی از واقعی بودن و ارتباط برقرار کردن. قرار نیست تو هم خودت را درگیر هزاران پروفایل کنی. می‌توانی اقرار کنی که می‌خواهی ارتباط واقعی برقرار کنی.

  • ۴ نکته‌ی معاشرت برای ایجاد صمیمیت

    ۱- دیگران را بدون چشم‌داشت و واقعی تعریف کن. همه خصلت‌های خوب دارند، آنها را در آدم‌ها پیدا کن و به‌شان بگو.

    ۲- نظر دیگران را بپرس و بخواه از تجربیات‌شان بگویند، قبل از اینکه نظرات و تجربیات خودت را در میان بگذاری.

    ۳- بی‌پروا و صادقانه حرف بزن. فکرها و احساساتت را ابراز کن. این کار باعث ایجاد صمیمیت می‌شود. البته در میان گذاشتن بیش از حد اثر منفی دارد.

    ۴- گوش بده. فقط از خودت حرف نزن و به فکر خودت نباش. به طرف مقابلت توجه کن. سعی کن دنیای او را بفهمی.

  • تعادل بین درد و لذت

    ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که پر از لذت‌های ارزان است؛ شکر، فست‌فود، شبکه‌های مجازی، پورن و …. امروزه می‌توانیم به‌راحتی از درد فرار کنیم و مغزمان را غرق دوپامین کنیم.

    اما این فراوانی‌ِ لذت چیز خوبی نیست. مغز انسان طوری است که اگر فقط به‌دنبال لذت باشیم، از هیچی لذت نخواهیم برد. اگر درد را از زندگی‌ حذف کنیم، زندگی توخالی و بی‌معنا خواهد شد.

    باید در زندگی‌مان بین درد و لذت تعادل ایجاد کنیم. گاهی باید خودخواسته به سراغ درد برویم. ورزش کردن، مدیتیشن، تن دادن به خجالت مفید، کار عمیق مثال‌هایی از درد خوب هستند. اینها به مرور زمان، توانایی‌مان برای احساس کردن لذت را نیز بیشتر می‌کنند.

  • برای موفقیت در کاری باید …

    ۱- جرئت کافی برای شروع کردنش داشته باشی

    ۲- تمرکز کافی برای دنبال کردنش داشته باشی

    ۳- استمرار کافی داشته باشی و به مدت طولانی انجام بدی تا در چند جا شانس بیاری

  • ترس از احساس ناشایستگی

    شروع نکردن‌ها و محدودیت‌ گذاشتن‌هایمان گاهی از تنبلی نیست، از ترس است؛ از ترسِ ناکامی و احساس ناشایستگی. از اینکه اگر تلاش کنیم و نشود، هویت‌مان زیر سوال خواهد رفت و شاید به این نتیجه برسیم که آدم شایسته‌ای نیستیم.

    ولی باید با ناکامی و احساس ناشایستگی راحت باشیم تا درس‌های لازم را یاد بگیریم و به چیرگی برسیم.