ذهنیت فراوانی در جذب زنان
اگر احساس کنی هیچکس دلش نمیخواهد باهات باشد، به این باور میرسی که باید خودت را با زور و التماس به طرف مقابل تحمیل کنی. هرچه بیشتر زور بزنی او هم بیشتر پس میزند. چون با سیریش شدن این را میرسانی که برای خودت احترام قائل نیستی.
ولی اگر ذهنیت فراوانی داشته باشی؛ باور داشته باشی افراد زیادی هستند که دوست دارند با تو وارد رابطه شوند. در آنصورت اگر کسی نه بگوید خیالی نیست. میروی به سراغ کسی دیگر. برای خودت، وقت و انرژیات احترام قائلی.
همهی ما دوست داریم با کسی ارتباط برقرار کنیم که برای خودش ارزش قائل است. آویزان و سیریش بودن جذاب نیست. آدمها جذب اعتمادبهنفس میشوند نه درماندگی.
برای موفقیت در کاری باید …
۱- جرئت کافی برای شروع کردنش داشته باشی
۲- تمرکز کافی برای دنبال کردنش داشته باشی
۳- استمرار کافی داشته باشی و به مدت طولانی انجام بدی تا در چند جا شانس بیاری
تعادل بین درد و لذت
ما در دنیایی زندگی میکنیم که پر از لذتهای ارزان است؛ شکر، فستفود، شبکههای مجازی، پورن و …. امروزه میتوانیم بهراحتی از درد فرار کنیم و مغزمان را غرق دوپامین کنیم.
اما این فراوانیِ لذت چیز خوبی نیست. مغز انسان طوری است که اگر فقط بهدنبال لذت باشیم، از هیچی لذت نخواهیم برد. اگر درد را از زندگی حذف کنیم، زندگی توخالی و بیمعنا خواهد شد.
باید در زندگیمان بین درد و لذت تعادل ایجاد کنیم. گاهی باید خودخواسته به سراغ درد برویم. ورزش کردن، مدیتیشن، تن دادن به خجالت مفید، کار عمیق مثالهایی از درد خوب هستند. اینها به مرور زمان، تواناییمان برای احساس کردن لذت را نیز بیشتر میکنند.
خودت را بپذیر
اکثر مردها در مواجهه با دخترها، تظاهر میکنند که خیلی نایس، باحال و … هستند، چون گمان میکنند خود واقعیشان به قدر کافی خوب و دوستداشتنی نیست.
مردهای سطحبالا شخصیت خود را برای راضی کردن دختران تغییر نمیدهند. هر چقدر هم که دختره زیبا باشد، آنها خود واقعیشان هستند. این واقعی بودن همان چیزی است که دختران سطحبالا در مردان میخواهند چون نشانگر بلوغ، بیپروایی و صداقت است.
مهم نیست دختره چقدر خوشگل یا جذاب است، تظاهر نکن که باحالتر، بهتر یا حتی ثروتمندتری از آنچه واقعاً هستی. تو اول از همه باید خودت را بپذیری و با خودت راحت باشی.
بخوانید: خلاصه کتاب «مصائب مردان سربهراه»
اعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس یعنی با جنبههای منفی و نقطه ضعفهای خود راحت باشی، همه جنبههای مثبت خودشان را دوست دارند.
اعتمادبهنفس یعنی زمین خوردن و سرافکنده شدن به تخمت نباشد، نه اینکه انتظار داشته باشی اتفاق نیفتند.
اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی همان نبودِ عزتنفس و استقلال فکری است که ارزش خود را با نظر مردم میسنجی. بهتر است کمتر ارزش بنهانی به اینکه دیگران راجعبهت چه فکری میکنند، و بیشتر به اینکه خودت چه فکری میکنی.
تنهایی در عصر ارتباطات
چرا جوانها اکثراً تنها هستند، آن هم در زمانی که ارتباط برقرار کردن راحتتر از همیشه بهنظر میرسد.
مشکل اینجاست که هیچکس نمیخواهد خود واقعیاش دیده شود. همه پشت فیلترها و کپشنهای قلمبهسلمبه پنهان شدهاند. همه تظاهر میکنند که اهمیت نمیدهند. فکر میکنند اگر علاقه نشان دهند قالشان میگذارند. از آسیبپذیر بودن میترسند. طوری در رابطه رفتار میکنند که انگار در جنگ هستند و به هر قیمتی باید محافظت کنند از غرور و تصویر ایدهآلی که از خودشان ساختهاند.
اما قرار نیست تو هم بترسی از واقعی بودن و ارتباط برقرار کردن. قرار نیست تو هم خودت را درگیر هزاران پروفایل کنی. میتوانی اقرار کنی که میخواهی ارتباط واقعی برقرار کنی.
نقلقولی از کتاب «راه مرد برتر»
«خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم میکند. به این بسنده میکنی که فقط زندگیات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح میدهی تلویزیون تماشا کنی بهجای اینکه کارهای مهم و با ارزش انجام دهی. انزالها انرژیِ «نفوذگر و پیشبرنده» را ازت تخلیه میکند؛ همان انرژیای که برای غلبه بر رخوت و سستی و عبور از موانع ضروری است.»
آسیبپذیری مظهر نوعی قدرت است
آسیبپذیر بودن یعنی خودت را در موقعیتی قرار بدهی که ممکن است رد شوی، جوکی بگویی که شاید خندهدار نباشد، نظرت را بگویی با اینکه شاید به بعضیها بر بخورد، با آدمهایی حرف بزنی که نمیشناسی، به دختری بگویی که دوستش داری. همهی این کارها بفهمینفهمی مستلزم دل به دریا زدن است.
با این حساب، آسیبپذیری مظهر نوعی قدرت است، قدرتی عمیق و ظریف. مردی که بتواند خودش را آسیبپذیر کند به دنیا میگوید که «به تخمم نیست دربارهام چه فکری کنید؛ این من هستم، و مشکلی با خودم ندارم.»
برشی از کتاب مدلها
