برای موفقیت در کاری باید …

۱- جرئت کافی برای شروع کردنش داشته باشی

۲- تمرکز کافی برای دنبال کردنش داشته باشی

۳- استمرار کافی داشته باشی و به مدت طولانی انجام بدی تا در چند جا شانس بیاری

  • مزایای دوستی ساده با جنس مخالف

    ۱- به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی پیدا نمی‌کنی. آنهایی که دوستی از جنس مخالف ندارند معمولاً به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی دارند، چون یاد نگرفته‌اند که می‌شود صرفاً دوستی ساده‌ای داشت بدون اینکه بحث جنسی مطرح شود.

    ۲- به راحتی تحت تأثیر جنس مخالف قرار نمی‌گیری. چون می‌فهمی آنها هم مثل تو انسانند. از آنها بت نمی‌سازی و از خودت بالاتر نمی‌دانی و در ارتباط با آنها خودت را گم نمی‌کنی.

    ۳- جنس مخالف را بهتر درک می‌کنی. اگر با جنس مخالف وقت بگذرانی، بهتر درک‌شان می‌کنی و بهتر با آنها همذات‌پنداری میکنی، چالش‌هایشان را می‌فهمی و شریک بهتری برای یار خودت می‌شوی.

  • خودت را بپذیر

    اکثر مردها در مواجهه با دخترها، تظاهر می‌کنند که خیلی نایس، باحال‌ و … هستند، چون گمان می‌کنند خود واقعی‌شان به قدر کافی خوب و دوست‌داشتنی نیست.

    مردهای سطح‌بالا شخصیت خود را برای راضی کردن دختران تغییر نمی‌دهند. هر چقدر هم که دختره زیبا باشد، آنها خود واقعی‌شان هستند. این واقعی بودن همان چیزی است که دختران سطح‌بالا در مردان می‌خواهند چون نشانگر بلوغ، بی‌پروایی و صداقت است.

    مهم نیست دختره چقدر خوشگل یا جذاب است، تظاهر نکن که باحال‌تر، بهتر یا حتی ثروتمندتری از آنچه واقعاً هستی. تو اول از همه باید خودت را بپذیری و با خودت راحت باشی.

    بخوانید: خلاصه کتاب «مصائب مردان سربه‌راه»

  • آسیب‌پذیری مظهر نوعی قدرت است

    آسیب‌پذیر بودن یعنی خودت را در موقعیتی قرار بدهی که ممکن است رد شوی، جوکی بگویی که شاید خنده‌دار نباشد، نظرت را بگویی با اینکه شاید به بعضی‌ها بر بخورد، با آدم‌هایی حرف بزنی که نمی‌شناسی، به دختری بگویی که دوستش داری. همه‌ی این کارها بفهمی‌نفهمی مستلزم دل به دریا زدن است.

    با این حساب، آسیب‌پذیری مظهر نوعی قدرت است، قدرتی عمیق و ظریف. مردی که بتواند خودش را آسیب‌پذیر کند به دنیا می‌گوید که «به تخمم نیست درباره‌ام چه فکری کنید؛ این من هستم، و مشکلی با خودم ندارم.»

    برشی از کتاب مدل‌ها

  • تنهایی در عصر ارتباطات

    چرا جوان‌ها اکثراً تنها هستند، آن هم در زمانی که ارتباط برقرار کردن راحت‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسد.

    مشکل اینجاست که هیچکس نمی‌خواهد خود واقعی‌اش دیده شود. همه پشت فیلترها و کپشن‌های قلمبه‌سلمبه پنهان شده‌اند. همه تظاهر می‌کنند که اهمیت نمی‌دهند. فکر می‌کنند اگر علاقه‌ نشان دهند قالشان می‌گذارند. از آسیب‌پذیر بودن می‌ترسند.‌ طوری در رابطه رفتار می‌کنند که انگار در جنگ هستند و به هر قیمتی باید محافظت کنند از غرور و تصویر ایده‌آلی که از خودشان ساخته‌اند.

    اما قرار نیست تو هم بترسی از واقعی بودن و ارتباط برقرار کردن. قرار نیست تو هم خودت را درگیر هزاران پروفایل کنی. می‌توانی اقرار کنی که می‌خواهی ارتباط واقعی برقرار کنی.

  • ترس از احساس ناشایستگی

    شروع نکردن‌ها و محدودیت‌ گذاشتن‌هایمان گاهی از تنبلی نیست، از ترس است؛ از ترسِ ناکامی و احساس ناشایستگی. از اینکه اگر تلاش کنیم و نشود، هویت‌مان زیر سوال خواهد رفت و شاید به این نتیجه برسیم که آدم شایسته‌ای نیستیم.

    ولی باید با ناکامی و احساس ناشایستگی راحت باشیم تا درس‌های لازم را یاد بگیریم و به چیرگی برسیم.

  • پارادوکس زندگی

    در کارهای ساده و یکنواخت، هرچه بیشتر تلاش کنی، بیشتر به دست می‌آوری. مثلاً با یک ساعت رانندگی، از نیم‌ساعت رانندگی مسافت بیشتری طی می‌کنی.

    اما اکثر کارهای مهم زندگی این‌طور نیستند. بیشترشان پیچیده‌اند، از نظر ذهنی یا احساسی طاقت‌فرسا هستند و نیاز به تطابق پیدا کردن دارند. همیشه به اندازه‌ی تلاشت، نتیجه نمی‌گیری. در واقع، هر چه بیشتر تلاش کنی، کمتر به دست می‌آوری.

    • هرچه بیشتر دنبال خوشبختی بدوی، بیشتر از آن دور می‌شوی.
    • هرچه بیشتر دنبال تأیید دیگران باشی، بیشتر احساس طردشدن می‌کنی.
    • هرچه بیشتر آزادی بخواهی، بیشتر احساس گرفتاری می‌کنی.

    و پارادوکس زندگی همین است:
    چیزهایی که از همه بیشتر می‌خواهی؛ خوشبختی، آرامش، آزادی، اعتمادبه‌نفس، با دنبال کردن به دست نمی‌آیند.
    وقتی به آن‌ها می‌رسی که دست از دنبال‌کردن برداری.

  • نقل‌قولی از کتاب «راه مرد برتر»

    «خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم می‌کند. به این بسنده می‌کنی که فقط زندگی‌ات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح می‌دهی تلویزیون تماشا کنی به‌جای اینکه کارهای مهم‌ و با ارزش انجام دهی. انزال‌ها انرژیِ «نفوذگر و پیش‌برنده» را ازت تخلیه می‌کند؛ همان انرژی‌ای که برای غلبه بر رخوت و سستی‌ و عبور از موانع ضروری است.»

  • متوقف نشدن با قضاوت و بیزاری دیگران، آزادی و قدرتِ واقعی است

    اکثر آدم‌ها از ترس قضاوت و بیزاری دیگران، به کارهای معمولی می‌چسبند که دیگران دیکته کرده‌اند و هیچ کار منحصر‌به‌فردی انجام نمی‌دهند. آنها همیشه به‌دنبال تأیید و رضایت دیگران هستند، و از این‌ رو هیچوقت آزادانه زندگی نمی‌کنند.

    وظیفه‌ی تو این نیست که همه را راضی کنی. وظیفه‌ی تو این است که خودت باشی و آزادانه زندگی کنی. پس بهتر است تواناییِ کنار آمدن با قضاوت، مخالفت و بیزاری دیگران را در خود تقویت کنی، چون در غیر اینصورت همیشه زندانیِ نظر مردم خواهی بود.

    بخوانید: کاش در ۲۰ سالگی این‌ها را می‌دانستم

  • ذهنیت فراوانی در جذب زنان

    اگر احساس کنی هیچکس دلش نمی‌خواهد باهات باشد، به این باور می‌رسی که باید خودت را با زور و التماس به‌ طرف مقابل تحمیل کنی. هرچه بیشتر زور بزنی او هم بیشتر پس می‌زند. چون با سیریش شدن این را می‌رسانی که برای خودت احترام قائل نیستی.

    ولی اگر ذهنیت فراوانی داشته باشی؛ باور داشته باشی افراد زیادی هستند که دوست دارند با تو وارد رابطه شوند. در آنصورت اگر کسی نه بگوید خیالی نیست. میروی به سراغ کسی دیگر. برای خودت، وقت و انرژی‌ات احترام قائلی.

    همه‌ی ما دوست داریم با کسی ارتباط برقرار کنیم که برای خودش ارزش قائل است. آویزان و سیریش بودن جذاب نیست. آدم‌ها جذب اعتمادبه‌نفس می‌شوند نه درماندگی.