اعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس یعنی با جنبههای منفی و نقطه ضعفهای خود راحت باشی، همه جنبههای مثبت خودشان را دوست دارند.
اعتمادبهنفس یعنی زمین خوردن و سرافکنده شدن به تخمت نباشد، نه اینکه انتظار داشته باشی اتفاق نیفتند.
اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی همان نبودِ عزتنفس و استقلال فکری است که ارزش خود را با نظر مردم میسنجی. بهتر است کمتر ارزش بنهانی به اینکه دیگران راجعبهت چه فکری میکنند، و بیشتر به اینکه خودت چه فکری میکنی.
ترس از احساس ناشایستگی
شروع نکردنها و محدودیت گذاشتنهایمان گاهی از تنبلی نیست، از ترس است؛ از ترسِ ناکامی و احساس ناشایستگی. از اینکه اگر تلاش کنیم و نشود، هویتمان زیر سوال خواهد رفت و شاید به این نتیجه برسیم که آدم شایستهای نیستیم.
ولی باید با ناکامی و احساس ناشایستگی راحت باشیم تا درسهای لازم را یاد بگیریم و به چیرگی برسیم.
تعادل بین درد و لذت
ما در دنیایی زندگی میکنیم که پر از لذتهای ارزان است؛ شکر، فستفود، شبکههای مجازی، پورن و …. امروزه میتوانیم بهراحتی از درد فرار کنیم و مغزمان را غرق دوپامین کنیم.
اما این فراوانیِ لذت چیز خوبی نیست. مغز انسان طوری است که اگر فقط بهدنبال لذت باشیم، از هیچی لذت نخواهیم برد. اگر درد را از زندگی حذف کنیم، زندگی توخالی و بیمعنا خواهد شد.
باید در زندگیمان بین درد و لذت تعادل ایجاد کنیم. گاهی باید خودخواسته به سراغ درد برویم. ورزش کردن، مدیتیشن، تن دادن به خجالت مفید، کار عمیق مثالهایی از درد خوب هستند. اینها به مرور زمان، تواناییمان برای احساس کردن لذت را نیز بیشتر میکنند.
متوقف نشدن با قضاوت و بیزاری دیگران، آزادی و قدرتِ واقعی است
اکثر آدمها از ترس قضاوت و بیزاری دیگران، به کارهای معمولی میچسبند که دیگران دیکته کردهاند و هیچ کار منحصربهفردی انجام نمیدهند. آنها همیشه بهدنبال تأیید و رضایت دیگران هستند، و از این رو هیچوقت آزادانه زندگی نمیکنند.
وظیفهی تو این نیست که همه را راضی کنی. وظیفهی تو این است که خودت باشی و آزادانه زندگی کنی. پس بهتر است تواناییِ کنار آمدن با قضاوت، مخالفت و بیزاری دیگران را در خود تقویت کنی، چون در غیر اینصورت همیشه زندانیِ نظر مردم خواهی بود.
بخوانید: کاش در ۲۰ سالگی اینها را میدانستم
آسیبپذیری مظهر نوعی قدرت است
آسیبپذیر بودن یعنی خودت را در موقعیتی قرار بدهی که ممکن است رد شوی، جوکی بگویی که شاید خندهدار نباشد، نظرت را بگویی با اینکه شاید به بعضیها بر بخورد، با آدمهایی حرف بزنی که نمیشناسی، به دختری بگویی که دوستش داری. همهی این کارها بفهمینفهمی مستلزم دل به دریا زدن است.
با این حساب، آسیبپذیری مظهر نوعی قدرت است، قدرتی عمیق و ظریف. مردی که بتواند خودش را آسیبپذیر کند به دنیا میگوید که «به تخمم نیست دربارهام چه فکری کنید؛ این من هستم، و مشکلی با خودم ندارم.»
برشی از کتاب مدلها
مزایای دوستی ساده با جنس مخالف
۱- به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی پیدا نمیکنی. آنهایی که دوستی از جنس مخالف ندارند معمولاً به هر کس از جنس مخالف نگاه جنسی دارند، چون یاد نگرفتهاند که میشود صرفاً دوستی سادهای داشت بدون اینکه بحث جنسی مطرح شود.
۲- به راحتی تحت تأثیر جنس مخالف قرار نمیگیری. چون میفهمی آنها هم مثل تو انسانند. از آنها بت نمیسازی و از خودت بالاتر نمیدانی و در ارتباط با آنها خودت را گم نمیکنی.
۳- جنس مخالف را بهتر درک میکنی. اگر با جنس مخالف وقت بگذرانی، بهتر درکشان میکنی و بهتر با آنها همذاتپنداری میکنی، چالشهایشان را میفهمی و شریک بهتری برای یار خودت میشوی.
از خودت خوشت میآید؟
تو تا آخر عمر با خودت رابطهای خواهی داشت. پس چه بهتر که از خودت خوشت بیاید. چون اگر از خودت خوشت نیاید، زندگیِ خوبی نخواهی داشت و احساسات منفی مثل غم، اضطراب، شرم را همیشه تجربه خواهی کرد. (این یک حقیقت علمی تأییدشده است.)
تصمیمها و کارهای امروزت، کسی را میسازد که فردا قرار است باهاش زندگی کنی. حواست باشد به کسی تبدیل شوی که خوشت میآید، کسی که بهش افتخار کنی.
نقلقولی از کتاب «راه مرد برتر»
«خودارضایی بیش از حد، جرئتت را کم میکند. به این بسنده میکنی که فقط زندگیات را بگذرانی و راحت باشی. ترجیح میدهی تلویزیون تماشا کنی بهجای اینکه کارهای مهم و با ارزش انجام دهی. انزالها انرژیِ «نفوذگر و پیشبرنده» را ازت تخلیه میکند؛ همان انرژیای که برای غلبه بر رخوت و سستی و عبور از موانع ضروری است.»
برای موفقیت در کاری باید …
۱- جرئت کافی برای شروع کردنش داشته باشی
۲- تمرکز کافی برای دنبال کردنش داشته باشی
۳- استمرار کافی داشته باشی و به مدت طولانی انجام بدی تا در چند جا شانس بیاری
